عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

178

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

تا اين حوالى آب دائمى ندارد حاجت به ذكر آن نيفتاد و كوهستان سرشمع هم چندان بزرگ و معتنابه نيست و جزئى شكار كوهى در آنها يافت [ مىشود ] و غير از اين معلوماتى ندارد . رودخانهء مزبوره از يك فرسخ و نيم بالاى فنّوج است و در آنجا چشمه‌سارى است موسوم به هيمنى و رودخانه را نيز رود هيمنى مىگويند و منبعش چنان كه گذشت كوهستان سر شمع و مصبّش خليج فارس [ است ] و از خاك دشت سابق الذّكر عبور مىكند و از رودخانهء مزبوره يك فرسخ كه بگذرى به فنّوج مىرسد . راه ديگر هم از مسكوتان به فنّوج مىرود و در يمين جادّه واقع و تمامش مسطّح و هموار است و گدار هم در عرض راه ندارد . ليكن چون خيلى مطوّل و قريب چهار فرسنگ از اين راه دور تر [ ست ] و خود اين جادّه توپ‌رو داشت متعرض آن نشديم . فنوج 287 فنّوج مزرعه‌اى است داير و آباد و داراى دو رشته [ 188 ] قنات كه يكى را قنات شهر و ديگرى را قنات كوش مىنامند . و منبع آب آنها [ را ] به‌طور مسكوتان از رود هيمنى بريده [ اند ] و در پشته آورده‌اند [ و ] به سر اراضى رسانيده‌اند و زراعت مىكنند . و آب آنها شيرين و قريب شش هفت سنگ و محصولش از غلّه و باقلا و ذرّت و شلتوك قريب هفتصد هشتصد خروار [ ست ] . و قريب ده هزار نخيلات دارد و مالكين آنجا از اهالى خود فنّوج و رعيّتش درزاده و به همه‌جهت قريب سيصد خانوارند و در خانه‌هاى كتوك منزل دارند . و قلعه خرابهء رعيّتى هم در آنجا بوده و بالفعل غامر و منهدم است . بادنم 288 هوايش گرم و مشابه بمپور است . ولى رطوبت زمينى آن زياد [ ست ] و تابستان بادى از طرف دريا مىوزد كه آن را « بادنم » مىگويند و طورى قطرات آب با آن مخلوط است كه گوئى رشحات باران‌ريزان [ است ] و همه‌وقت ساكنين و متوقفين آنجا به‌واسطهء اين باد استخوان‌درد دارند و هواى آنجا هم خالى از عفونت نيست . ضابط فنّوج جعفر خان پسر سردار چاكر خان ، و قاضى آن ملّا حىّ نام ، و ريش‌سفيد آن مدد خان است .